ما و ثمره ی عشقمون

مینویسم از عشق های زندگی ام *

ده ماهگیت

عزیزدل من یار خوشگلِ من 

ده ماهگیت مبارک باشه با تاخیر البته🙈

سریع بگم از کارهای این ماه که کلی ذوق زدمون کردی😅😆

یکی از کارات جیگر بودناته اینو هیچوقت یادت نره 😄😍😘

بعد اینکه رو زانوهات میمونی بعد دستتو میزاری رو زمین هعی خودتو تکون میدی بعد چندبار تلاش چاردستو پا رفتنو یاد گرفتی چند قدم چاردستو پا میری بعد میشینی یکم دست میزنی قر میدی دوباره حرکت میکنی یعنی خوشم میاد فقط دوس داری لم بدی ب خودت زحمت نمیدی 😄 

میزارمت کنار دیوار سنگی کلی باخودت بازی میکنی و دست میزنی به دیوار میای رو زانوهات 

اخه من قربون نیم وجب قدت بشم 😚😋 اما هنوز رو پاهات واینمیستی ولی تا ماهه دیگه ایشالله اونم میبینیم 😊

کافیه جلوت ظرف غذا یا میوه باشه هرجور شده خودتو بش میرسونی شیکومی مامان 😃

غذا زیاد نمیخوری بیشتر شییر دلت میخاد منم میگم اوف جانان هنوز مثه بچه های ی ماهه ایی غذاتو بخور دیگه شیر چیه 😣😥


اوم دیگه اینکه رابطت با اطرافیان بهتر شده دیگه گریه نمیکنی براشون حتی میخندی و دست دسی میکنی 😊

من عاشقِ تو باااشم ؟! 💋

این جمله رو هر روز بت میگم و ی بوس خوشمزه از لوپت میگیرم توهم خودتو میچسبونی بهم هعی لای دستو پام میپیچی اونوقت میگم بچه گربه ی من کوووو کجاااس و قلقلکت میدم دستمو میگیری گاز میگیری میگم منو منو گاز گرفتییییی 😎😃 توهم میخندیو باز خودتو میچسبونی بهم 

خیلی خیلی شیرینی انقدر میبوسمت که سیر بشم ازت اما نمیشم که خوجله من 😻🙈

و مثه همیشه عااااشقتم 

و خدای من شکرت 💞

وقتی گفتی‌ماما

۱۶ ابان بود از صبح که پاشدی هعی گفتی ماما مام 

منم‌هعی باهات‌تمرین‌کردم‌گفتم جااانم بگو مامان ماااامان تو هم میگفتی ماما ماما

اخ که چقدر لذت بخشه شنیدن اسمت از زبون جیگرگوشه ی نه ماهت کلا اون روزو رو ابرا سیر میکردم 😍😆 انقدر ذوق میکردم وقتی میگفتی که از خوشالی خودمو میزدم ودوتایی میخندیدیم به کارای من 😄😂

الهی فدای شکل نازت بشم فدای اون ۵تا دندون بالا و سه تا دندون پایینیت بشم 

چیکارت کنم که انقدر شیرینو نباتی جز اینکه روزی هزار بار میبوسمو فشارت میدم کار دیگه ای نمیشه کرد 🙁💘👅

دلم‌خواست ثبت‌کنم این روز قشنگو که صدام کردی ماما و منو یاد روزی انداختی که برای اولین بار حرکتت رو تو شکمم حس کردم چه حس غریبو دوسداشتنی ای بود دقیقا مثل ماما گفتنت 😊

+عاشقِ همیشگی تو ماما ریحان👄💕

+شکرت پروردگارم


۹ماهگیت

نه ماهگیت مبارک فرشته ی زیبا روی من 😍😊😚


قربونت بشه مادر که انقدر ماه شدی شیرین شدی نه ماه تو شکمم بودی و منتظر بودم فقط یک لحضه ببینمت ببوسمت حالا نه ماهه که تو بغلمی صب تاشب کنارمی و هرلحظه و دقیقه میبوسمتو شکر میکنم خدارو که تورو بهم داده 

 اون نه ماه انتظار برای دیدنت خیلی دیر میگذشت و دلم شدیدا برات تنگ میشد برای دیدنت ولی تو این نه ماه از داشتنت خیلی زود داره میگذره و تو داری بزرگ میشیو ما میفهمیم‌که عمر ادمی جه زود میگذره 😞

یوقتایی عصبی میشم از دستت کلافه میشم خسته میشم 

ببخش منو که سرت داد میزنم تو هیچ‌گناهی نداری فرشته ی پاک من 😟😞

پاییز شده سرماخوردی منم سرماخوردم بابایی هم همینطور 

اما خداروشکر الان بهتریم 🙃

دارم برات هد میبافم بزارم سرت که بیرون میریم یوقت سردت نشه جیگر گوشم صورتی رنگه یدونه هم خاله ات داره میبافه مادربزرگم‌که سه تا بافته 😍

از کارات بگم که دست میزنی نی نای میکنی میخندیو شادی میکنی غذا سوپو عدس پلو هویج پلو آش ماست نون پنیر میخوری روزی یکی دوبار فقط لباساتو باید عوض کنم چون شما میخوری میمالی به خودت😅

چاردستو پانمیری حتی سرپاهم‌نمیمونی فقط نشستی و دور خودت میچرخی با اسباب بازیات بازی میکنی خسته میشی دوقدم اونور تر بری خپلِ من 😆

کی میشه راه بیوفتیو ذوق کنم بیام اینجا بنویسم 😋😍

خلاصه مامان کلی کلی عاشششقته با بوس و فشار محکم  😆💋👅


دونه های مروارید جدید

مامانی 

دوتا دندون که پایین داشتی 

چهارتا دندون هم بالا سفید شده یعنی تقریبا نیش زده 

دستو انگشتامو دیگه سوراخ سوراخ کردی از بس گازم‌میگیری 😄

بکم مهربونتر عزیزم ،یکم آرومتر 🙈

جان‌جانانِ من

خوم یه تنه فدای اون خنده هات میشَم خب . .  ؟!

۸ماهگی

والا نمیدونستم انقدر زود شیرین میشی نمیدونستم توی هشت ماهگیت اگه بگم جانان جیک جیک جیک اینجوری برام قه قه میزنی

نمیدونستم‌که تو انقدر قندو نباتی جیگر گوشه ی من 

هشت ماهگیت مبارک یکی یدونه ی مامانو بابا 😻😽

عاشقتیمو روزی چند،هزار،بار اون لوپاتو میخوریم☺😚

از‌کارهایی که این‌ماه انجام میدی بهترینش دست زدنِ خودت خیلی خیلی یهویی اینکارو یاد گرفتی تا تلویزیون آهنگ‌میزنه یا تبلیغات میده شروع میکنی به دست زدن یعنی تمیزم دست میزنیااا ادم کیف میکنه 😃😍

غذاهایی که میخوری سوپ میوه ماستو هویج زرده و ماست کلا عاشقِ ماستی 

هویج پلو با ماست اینجورچیزا😊

دیگه ازحموم اب نمیترسی قشنگ تو وانت میشینی بازی میکنی اصن هودم تنهایی میبرمتو میشورمت بعد تحویل بابایی میدم تا لباس تنت کنه 

ماهه محرم بود این ماه برات نذر شیر داشتم باهم رفتیم تو مسجد پخش کنیم اما تو از جمعیتو صدا ترسیدی با خاله برگشتی خونه تا من شیرو پخش کنم 

الهی اماحُسین نگهدارت باشه عشق مامان که تورو از خودش دارم 🙏👼

تازه مراسم علی اصغر هم بردمت اینم عکست 😊 ...دریافت

اما اونجا هم میترسیدیو کلی گریه کردی 😕

فقط باید بزرگ بشی تا اینجور جمعیتا و مهمونیا واست عادی بشه دیگه اونوقت همه جا میتونیم بریمو اذیت نمیشیم قربونت بشم‌من 😚🤗

خیلی خیلی عاشقته مامان شیرین عسل من با اون خنده های خوشگلت  😚😚😚

7ماهگیت

عشقِ دلِ من مبارکه هفت ماهگیت 

فرشته ی روی زمین 😚😚

اصن وقت‌نکردم بیام‌اپ‌ کنم فقط الان اینو گذاشتم‌که ثبت  ماهگردات بهم نخوره

عاشششقتم پیشیِ من 😊😚

دونه های مروارید

امروز ۱۱مرداد 

سفیدی توی لثت دیدم که گفتم واهیییی دندون دراوردی باز شک داشتم اما یه ساعت بعد که انگشتمو زوم به لثت کاملا تیزیشو حس کردم 

اخ انقدر ذوق کدم برات که

 من فدای تو بشم

تو چی دندون دربیاری اخع بلامسَر 😚😊


۶ماهگیت

همزمان شد با عروسی دایی برات بادکنک ۶گرفتبم که توی تالار باهاش عکسای خوشمل بگیریم اما همین که رفتیم‌تالار گریه هات شروع شد و کلی بیقراری کردی یه دو ساعتیو توی نمازخونه یابغل بابایی سرکردی اما دیگه با بابا فرستادمت خونه تا اذیت نشی و خودمم با خیال راحت برم قر بدم 😆

عزیزدل مامان عشق مامان تو جیگرگوشمی اخه شیرینکم قندوعسلم 

نیم سالگیت مبارک باشه عروسکم 😚😊😋

جانان در ۶ماهگی:

پاهاتو کشف کردی همش با دستت میگیری یکی دوبار هم‌کشیدی انگشتای پاتو گزاشتی دهنت 😄😊

دیگه زمین مینشونمت با بالشت های دورت که خدایی نکرده زمین نخوری اما میتونی واس چندثانیه هم بدون کمک بشینی و این یعنی پیشرفتو بزرگ شدن توقشنگِ مامان 😍🤗

یه خنده های قشنگی میکنی که بیصدا ولی شیرین قیافتو مثه موش میکنی چشاتو ریز میکنی میخندی برامون واس چیزایی که دوست داری ذوق میکنی هعی میگی ها ها هه بعد دستو پا میزنی که بگیریشون 

چندروز دیگه واکسنتِ امیدوارم اذیت نشی و این یکی هم به خیر خوشی بگذره 

غذای کمکی باید بهت بدم اول میخوام با فرنی شروع کنم ایشالله بخوری گوشت بشه به تنت 😍

شکرت خدای من 

شکرت پروردگار من 

😇☺

۵ماهگیت

با خیلی خیلی تاخیر ۵ماهگیت مبارک فرشته ی زمینی من 🤗

رفتیم انزلی لب دریا با کیکو شمعو بادکنک و این شد تولد ۵ماهگیت 

الهی قربونت بشم که‌دیگه خانومی شدی واس خودت 

این‌روزا به کمک بالش و مامانی میشینی به اسباب بازیات چنگ‌میزنی‌و برشون‌میداری 

توی حموم دیگه گریه نمیکنی توی وانِت مینشونمت اما دستانو مشت میکنی و سفت نگه میداری خودتو هنوز میترسی از اب 😄

وقتی دمر میزارمت دیگه خودتو میکشی بالا و سرو گردنتو بالا نگه میداریو واسمون میخندی قبلا اصلا اینجور نبودی و همین یه حرکتت کلی ذوق زدم‌کرده 😊😊

وقتی دراز کشیدی دست میزنی به پاهات و انگشتاتو‌میگیری

صداهایی درمیاری از خودت مثه بووو اوووم یا کفو حباب درست میکنی با دهنت بعدم‌میخندی 😄🤗

وقتی بهت میگیم دالی و پشتت قایم‌میشیم قشنگ سرتو برمیگردونی واسمون‌میخندی 

اوه اوه میوه که دیگه نگو تا میبینی دستمه همچین دستو پا میزنی که بهت بدم 

سیب شلیل خربزه بهت دادمو هعی مک زدی و کیف کردی 😍😋

عاشق اینی‌ک باهات بازی کنیم‌قلقلکت که بدیم دیگه صدای خنده هات درمیاد 

ایییی که خیلی شیرین میخندی غش‌میکنیم برات

دیگه شیر منی‌نمیخوری شبا میخوردی که دیگه اونم‌سیرت‌نمیکنه و شیرخشک‌میدم بهت 🙁 

یبار بهت فرنی دادیم خوردی ولی میخوام بزارم از ۶ماهگی به بعد بهت مرتب بدم فعلا زوده ☺

اها شب ها هم موقع خواب اگه صاف بخوابونمت صبح یه وری پیدات میکنم 

ینی هعی‌میچرخی دورخودت منم با بالش دورتادورتو پوشوندم که خدایی نکرده از تخت‌نیوفتی ولی اگه ببینم یکم دیگه غلط زدنات شروع شه میریم اتاقت و زمین‌میخوابیم‌اخه اینجوری خطرناکه 😑

خلاصه که‌این روزها خیلی دلبر شدی گاهی وقتا فشارت‌میدمو میخورمت آخ‌که خیلی عاشقتم همه زندگی مامانی تو 

جیگر من 

فدای قشنگیات 

فدای لوپاااات 

خپل من 💋❤👀


Designed By Erfan Powered by Bayan